به ياد "شور" دوست داشتني رضا هلالي در اربعين 84 كه سالهاي اوجش بود و از آن به بعد شايد ديگر هيچ مداحياي به من نچسبيد...از رضا هلالي گرفته تا ديگر مداحان! انگار صفا از دل خيليهاشان رفته...شايد هم نظر شخصيام باشد! اما مداحي هاي آن سالها ماندني بود...هنوز هم هستند..سال دوست داشتني مداحيهاي هميشه ماندگار..مخصوصا اربعين 84 و فاطميهاش...با آن شهداي گمنامش... آن هم با رضا هلالي...كسي كه زماني خيلي دوستش داشتم و...:
ماه خوشكل حسيني،عشق و حاصل حسيني
اي جگرگوشه زهرا، پاره دل حسيني...
يوسف مصري شهيدت،اي مسيحيان مريدت
جلوه اي ز روز محشر قد و قامت رشيدت...
هم ابد هم ازلي تو، بيبدل بيمثلي تو
نه فقط عالم شيعه، عشق بين المللي تو...
حسين...
***
...اي كه حاجت ز حسين ميطلبي، دقت كن...پرچم شاه به سوي حرم عباس است...
يا ابوفاضل مدد...
پينوشت:
- امسال محرممان پر بود از كار...متاسفانه هنوز...
- يكي از نزديكان مريضي سختي دارند و سختتر محتاج دعا...
- امسال بيشتر از هرسال از بدعتهاي محرم زده شدم! از صداهاي بلند ماشينها...از گل مالي ماشينها...از شماره دادنها تو مجالس عزاداري مختلط خيابوني...از خيلي چيزا...واقعا مساجد خاليان...همه توي خيابونا وول ميزنن...به جاي روضه بر حسين طبل و فلوتها جاشون نشسته...كجاست معرفت در عزاداري كه شهيد مطهري براش سالها و سالها داد ميزد و...ياعلي
- همیشه دوست داشته ای بدانی آیا کسی بوده به این سوال پاسخ دهد که آیا آنقدر که وقت صرف عزاداری امام حسین(ع) می کنی، معرفت حسین(ع) را هم کسب می کنی؟!
- نظر خیلی ها را نمی دانم، اما فکر می کنم خیلی از آدمها محرم را دوست دارند به خاطر خاطرات خوب کودکی... نوستالژی محرم!
- همیشه عزاداری در مسجد را بیشتر می پسندیده ای! از اعتقاد محکم پدر به این موضوغ که بگذری، به نظرت اولاً اصالت عزاداری در مسجد بسیار بیشتر از حانه هاست و ثانیاً خانه ها محل زندگی اند. اشتباه است اگر فکر کنیم با روضه و هیات امام حسین متبرکش می کنیم! به هر حال اقتضای زندگی کردن بسیاری چیزهاست که جایشان حداقل در مسجد نیست! واقعا در این زمانه کسی هست که مدعی شود در حانه اش تا به حال گناه صورت نگرفته است...آیا رواست روضه حسین(ع) در محلی که در آن گناه صورت می گیرد...
- ای کاش می شد از خیلی مدعیان پرسید محرم را به خاطر امام حسین(ع) دوست دارند یا امام حسین(ع) را برای محرم؟...
- شور مورد علاقه ی شبهای محرمی که دوست دارم این شعر حاج قربان است...:
ای زینت دوش نبی، روی زمین جای تو نیست، روی زمین جای تو نیست، این خاروخاشاک زمین، منزل و ماوای تو نیست، منزل و ماوای تو نیست...یا لیتنا کنا معک ...یا لیتنا کنا معک...ای کاشو بودم کربلا...
پی نوشت:
- واقعا این روزها شلوغه! خیلی زیاد...آنقدر که حتی حال خوابیدنم نداریم!
- خانه دوم را بسی دوست داریم...یه جورایی آرزوی دوران کودکیمان است...یاعلی
- عادت بدي مرسوم است در ميان ما ايرانيان در دوران كودكي،دانشآموزي و دانشجويي! بيست كه ميگيريم داد ميزنيم بيست گرفتيم و نمره هم كه نميآوريم داد ميزنيم نمرهمان را ندادند!! همه هم اين را ميدانيم. اما خب چه ميشود كرد...از كودكي چون در ذاتمان است ساير شئون هم خارج از اين نيست!
- به دنياي سياستمان هم كه نگاه كني خارج از اين نيست! طرف ميليارد ميليارد خرج ميكند براي راي آوردن! راي كه نمي آورد داد ميزند: رايم را خوردند! اگر راي ميآورد حتما ميگفت: راي آوردم...
- در عالم ورزشمان هم همينطور است. فلان تيم بازي را كه ميبرد داد ميزند برديم و بازي را كه ميبازد پاي داور و فدراسيون و همه را وسط ميكشد كه...اما خودش را...
-اين روزها مسابقات آسيايي است. افتحار آفرينيهاي بيسابقه ورزشكارانمان در اين دوره واقعا همه را سر ذوق آورده است! شور اجتماعي حاكم شده است. همه ميدانيم در دورههاي قبل چگونه نتيجه ميگرفتيم و همه هم به حق، سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك را مقصر ميدانسته و ميدانند.مخصوصا از دوره قبل بازيهاي آسيايي دوحه و نزديكترش در المپيك دو سال قبل. با اين حال، در همان زمانها سازمان تربيت بدني اعلام كرد براي دوره بعد بازي هاي آسيايي برنامه ويژهاي داريم تا در دوره بعد جز پنج كشور اول باشيم! همه شايد خنديدند. اما نتايج اين دوره نشان ديگري دارد و آن هم نيل به برنامههايي بود كه سازمان تربيت بدني از آن سخن گفت و خدا را شكر تا اينجاي كار محقق شده است...
- حرف از موفقيت اين دوره كه ميشود دوباره همانها كه انگار دوست دارند هرچه خوبي است از مخالفينشان نبينند، دست به كار شدهاند! استدلال جالبي است اينكه: "به سازمان تربيت بدني چه ربطي دارد! اين از غيرت خود بچه هاست..." و اگر بپرسي پس چرا دوره قبل پس چرا ناكامي را به سازمان تربيت بدني نسبت داديد نه بچهها، ميگويند:"خب آْنجا مقصر سازمان بود!"...خدايي خيلي رو ميخواهد اين حرفها كه خوشبختانه بعضي ها از آن برخوردارند در اين كشور، آن هم به غايت! غيرت بچه ها البته بحث ديگري دارد و به جاي خود حرف اول را ميزند، اما...
رونوشت:
همه آنهايي كه پيروزي را فقط از غيرت بچهها ميدانند...
پينوشت:
از دست برخيها خيلي شكاريم به خاطر راهاندازي سايت! در همانجا حالشان را ميگيريم!...ياعلي
پس نوشت
- برای اعتراض به نشان دادن تصویر حضرت عباس در سریال مختارنامه به این آدرس مراجعه کنید! دوستان همه اینو توی وبشون لینک کنن لطفا (+)
- این هم حالی که گرفتیم از آنها که از دستشان شکار بودیم!(+)
از روزي كه كليد راهاندازي طرح خفنمون به ذهن من و همزاد رسيد، تا امروز كه بالاخره بعد از مدتها تلاش و اعصاب خرد و داغون به نتيجه رسيد، شايد بيشتر از يك سال ميگذره! زماني كه با همه فشارهاي عصبي و كاريش اما نتيجش خستگي از تنمون در كرد. طرح خفنمون بالاخره راه افتاد! (+)
- يك سال منتهي به امروز با اينكه مثل هميشه پر از كتاب بود، اما يك فرق عمدهتر داشت! اونم اينكه امسال كتاب خوندنمون با هدف كه بود هيچ، بايد تورقي هم در كتاباي سالهاي گذشته ميكرديم! سالي كه در توش اشتياق اشتراك لذت خوندن به بقيه خيلي آدمو قلقلك ميداد!
- اينكه نظر مخاطبان و شما در موردش چيه به خودتون ربط داره! به نظر من كه حرف نداره! :دي
- دوستان صميمي وبلاگي كه توي اين چند سال با هم يار وبلاگي بوديم، اگه اين سايت رو توي رديف اول پيوندهاشون قرار ندن خونشون گردن خودشونه!!...گفته باشم!...دي!
قضایای مربوط به علیرضا افتخاری و روبوسی او با رییس جمهور را که به خاطر داریم! یا ماجرای حمایت حسین رضا زاده از رییس جمهور را! یا حتی ماجرای اهدای مدال طلای جهان توسط حمید سوریان به رییس جمهور. ماجراها ظاهری ساده دارد. افتخاری در مراسمی که جمعی از هنرمندان و سران حضور دارند، به رییس جمهور کشورش که برای روبوسی کردن با او پیش قدم شده احترام می گذارد و با وی روبوسی می کند. حسین رضازاده مثل خیلی از کسانی که در انتخابات گذشته از کسی حمایت کردند از یکی از کاندیداها حمایت کرد. حمید سوریان هم مدال اهدایی اش را به رییس جمهور کشورش اهدا کرد! با این همه بسیاری از آنها که همیشه شعار تحمل مخالفشان گوش فلک را کر کرده، دماری از روزگار این سرشناسان کشور درآوردند که یکی شان حتی تا خروج از ایران پیش رفت!
**
هفته گذشته کریم باقری که در بازی فوتبالی که در آن رییس جمهور ایران و بولیوی حضور داشتند همان اشتباهی(!) را مرتکب شد که قبلی ها مرتکب شدند! با رییس جمهور رسمی و قانونی کشورش روبوسی کرد! دوباره برخی صدایشان درآمد! او چه حقی دارد با مخالف ما مصافحه کند!! هیچ کس حق ندارد با او حتی به عنوان یک مقام رسمی و قانونی خوش و بش کند!
**
دیروز نیز اتفاقی افتاد که نباید می افتاد. حسینی وزنه بردار سنگین وزن ایران هم مدال جهانی اش را به رییس جمهور کشور تقدیم کرد! دوباره همه شروع کردند! او را مثل قبلی ها خائن به کشور می دانند! پاچه خوار! ریاکار و هر آنچه لایق خودشان است به او نثار می کنند... حال سوال اینجاست. اگر مثلا هرکدام از اینها که امروز از دید معدودی که دنیا را تنها به کام خود می دانند این مدال ها و این روبوسی ها را با آدم های طیف این دوستان(از خاتمی گرفته تا میرحسین) انجام می دادند باز هم محکوم ماجرا بودند یا به زعم دوستان قهرمان ملی و افتخار ملت!
**
مد شده این روزها از طرف همان ها که این موجها را به بار آورده اند شنیده می شود که می گویند احمدی نژاد ایدز سیاسی دارد! هر کس با او ارتباطی برقرار می کند مورد غضب ملت قرار می گیرد!! یعنی همان آدم ها که هر جا می نشینند این دوستان بزرگ و سرشناس را متهم می کنند به هزار چیز، همانجا هم می گویند احمدی نژاد ایدز سیاسی دارد!
**
حال سوال اصلی اینجاست! در این میان احمدی نژاد ایدز سیاسی دارد یا برخی مخالفینش ویروس ناقل ایدزند!؟...جواب سوال خیلی سخت نیست! ویروس تا منتشر نشود به کسی سرایت نمی کند!!
رونوشت:
- ویروس های ناقل ایدز!
پی نوشت:
- واقعا خیلی زور دارد کسانی مدعی تحمل مخالف، دموکراسی، آزادی بیان و... هستند که خودشان دگم ترین و دیکتاتور ترین آدم های عالمند! کتاب مکتب دیکتاتورها را که می خواندم همه اش به یاد این رویروس های ناقل بودم!!
- این روزها سر حال ترم! طرح خفن به دمبش رسیده و حتی از آن هم رد کرده! دعا کنید این بار دیگر روی دمبش متوقف نماند!!...یاعلی
همین مطلب در جهان نیوز: (+)